خرید بک لینک
بر خلاف تمدن غرب که اساس را بر «من» می¬گذارد، و با نگاهی اومانيستی به جهان می¬نگرد هنرمند مسلمان اصولاً نگاه و تأويلی خاص خود ندارد و حتی امضای خاصی به نام خود نمی-گذارد. «آن¬چه در عالم تحقق می¬يابد، به مشيت مطلقه¬ی خداوند باز می¬گردد، يا بالعرض، زيبايی با لذت و زشتی¬ها بالعرض و لکن فعل هنری از آن¬جا که به وساطت «صف خلاقيت روح خدايی انسان» انجام می¬گيرد، عين حسن بهاء حضرت حق است و بر اين اساس می¬تواند در نظام احسن عالم جذب شود و با لذات به خلاقيت خدايی منتسب گردد. «روشن است که اين مطلب تحقق نمی¬يابد ، مگر با فنای هنرمند در خدا، هنرمند با «آينگی» بداند. که آينه از خود هيچ ندارد و هر چه هست آن وجود حقيقی است که خود را در آينه می¬نگرد». وقتی ما به حاصل دست معمار هستی می نگريم ، زيبايی را در جای جای هر آفريده می-توان به نظاره نشست. اما ما آفريده ای به نام زيبا نداريم، يعنی گل هست ولی اين گل در عين زيبايی فقط زيبا نيست. (البته در قالب يک توضيح مختصر از آن¬چه فهميدم بايد عرض کنم کلمه¬ی معمار اسمی نيست که با آن از خداوند که همه¬ی آفريده¬هايش از نيست هست شده¬اند بشود بکار برد، و معمار نيست را هست نمی¬کند). کم نيستند انديشمندانی که سعی دارند الهامات عرفانی خود را در قالب زبانی جهانی هنر معرفی کنند و غافل از اينکه «از کوزه همان تراود که در اوست». در طريقت معماران دوره¬ی اسلامی خصوصاً قبل از عصر صفوی، معمار از يادآوری نام خود در بنا بر خلاف هنرمندان اروپايی خودداری می¬کند. (شايد نفوذ امر شاهان بوده که جز نام خود بر اريکه¬ی آن نامی نوشته نشده باشد تا يک فروتنی و تواضع) ولی در بحث فلسفی آن معمار مسلمان شده¬ی ايرانی خود را آفريده می¬داند و نه آفريننده، او خود را خالق بنا نمی¬داند.(شاطريان، ۱۳۹۰: صفحه¬ی ۲۲۰)
برچسبها: معماری اسلامی

برچسب: نویسنده: حامد مقدم تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 19:12

صفحه بندی